تازه ترین مطالب



پربیننده ترین مطالب

کد مطلب: 14693
تاریخ انتشار: ي, 1396/03/07 - 11:08
جوانی که به نظر می رسید منگ و گیج از تماشای مناظره تلویزیونی شده بود و گویا در کلنجار با واژه «راست» و «دروغ» بود همینکه پایش را داخل سوپری گذاشت..

"آذر سلام"_ جوانی که به نظر می رسید منگ و گیج از تماشای مناظره تلویزیونی شده بود و گویا در کلنجار با واژه «راست» و «دروغ» بود همینکه پایش را داخل سوپری گذاشت، با وضعیت اشفته و معلوم اعلام کرد؛ یک ظرف راست! و یک بسته دروغ بدهید! سوپری هم بدون جدا سازی واژه ها و با بی حواسی و بی درنگ سراغ یخچال رفت و یک ظرف ماست! و یک بسته دوغ! روی ترازو گذاشت نفر سومی که من باشم و ناظر این صحنه با تعجب نگاه می کردم.

به واژه های استعمال شده و تداعی شده در ذهن صاحب سوپری فکر می کردم اما نکته خنده آور و جذاب قضیه این بود که؛ قضیه براحتی حل و فصل شد و آب از آب تکان نخورد و مشتری همان ماست و دوغ را حساب کرد و رفت!.

لحظه ای شکاک شدم که لابد واژه راست همان ماست بوده و دوغ همان دروغ! و من این مدت اشتباهی می نوشتم و یا اشتباهی یاد گرفتم!.

از کودکی یادمان داده اند که دروغ زشت بوده و راستگویی نیک است و این دو هیچ ربطی و سنخیتی به ماست و دوغ و لبنیاتی ندارد.

از کودکی به ما آموخته اند که دورغ بد است چه گوینده آن بچه و کودک باشد چه افراد بزرگ و البته و صد البته گفتن دروغ برای سن های بالاتر و شأنی بالاتر کریهتر و ...

حال آن پدر – مادر، زن – مرد، معلم در مقابل سؤال کودکانی که می پرسند اگر دروغ بد است چرا در این برنامه تلویزیونی! گفته می شود؟ چه جوابی باید داد؟ والله اعلم.

نگاه من به مبانی اخلاقی جامعه بوده که قبل از هر قائده و قانونی تضمین کننده صحت و درستی رفتارهای اجتماعی است.یکی از ارکان مبانی جامعه صداقت بوده و اگر صداقت و اعتماد نباشد در جامعه هیچ عقدی منعقد نمی شود هیچ رفتاری به باور نمی نشیند اگر چه این پایه از مبانی اخلاقی جامعه در رشد و توسعه به اصطلاح جوامع غربی رنگ باخته است؛ به نقلی دیگر و زیباتر، آن خبرنگار غربی اذعان کرده است که ؛

ما دروغ گفتن را به این جوامع یاد دادیم! ( وی در ادامه و توضیح گفته خود می نویسد: عده ای از گردشگران داخل قایقی در سفر دریایی بودند و چند نفر راهنما با خود همراه داشتند این راهنما در یک آن و درگیری یک نفر را کشت یکی از گردشگران قاضی بود که هم باید قضاوت می کرد و هم باید حکم را اجرا.. به وی گفت: اگر اظهار پشیمانی و ندامت نکنی و از کرده خود پشیمان و باز نگردی و قصد تکرار کنی تو را اعدام خواهم کرد اما در کمال تعجب راهنما که نمی دانست دروغ یعنی چه! راست دل را گفت که؛ نه اگر درگیری شود باز هم خواهم کشت! و اصرار قاضی که یک دروغی بگو و خلاص شو چون به وجود او به عنوان راهنما نیاز داشتند و تکرار این بحث...!)

حال نمی دانم آیا مردم ما برای رهایی از بی اعتمادی به هر سخن گفته شده انتخاباتی و عادی قائل به تفکیک شوند و یا اینکه هر سخن فرد دروغگو را غیر قابل باور بدانند؟!.

به عنوان یک شهروند ایرانی که برای از بین رفتن بایدهای اساسی مبانی اخلاقی جامعه نگران هستم پیشنهاد می دهم ؛ برای بازگرداندن اعتماد مردم لطفاً نهادهای نظارتی و قضائی مثل مجلس و قضا فقط یکبار در طول تاریخ اظهارات کاندیدهای ریاست جمهوری را که رسماً و عالماً بیان شد بازبینی نموده و مطالب حاوی تهمت - افترا - افشائ اسرار شخصی - نظامی و دولتی را مشخصاً از آنها بازخواست کنند که اگر نتوانند اثبات بی گناهی کنند به میز محاکمه و در منظر قضاوت مردم بنشانند حتی اگر این فرد رئیس جمهور باشد تا نسل های آینده این سرزمین پاک پایبند به مبانی اخلاق باشند و بدانند که دروغ – افترا - تهمت - بی اخلاقی بد است حتی اگر گوینده نامزد ریاست جمهوری یک کشور باشد.

مهدی اسماعیلی – کارشناس ارشد جزا و جرم شناسی

 

ارسال نظر