تازه ترین مطالب



پربیننده ترین مطالب

کد مطلب: 15362
تاریخ انتشار: س, 1396/06/28 - 12:07
"عمو" اصطلاحی که بسرعت در ذهن کودکانمان محرم می شود!
هر گردی گردو نیست؛ هر عمویی، عمو نیست
احتمالاً قاتل آتنا یکی از این روزها به جوخه ی قضاوت سر می نهد و راز سرکوب هایی که در زندگی اش شده است با خودش به گور می برد اما مطالعه وضعیت شکست روانی جای دوری نمی رود.

به گزارش پایگاه خبری آذرسلام، احتمالاً قاتل آتنا یکی از این روزها به جوخه ی قضاوت سر می نهد و راز سرکوب هایی که در زندگی اش شده است با خودش به گور می برد. من باشم می گویم که او هم مثل بابک زنجانی و سایر متهم هایی که اطلاعات زیادی درباره ی درز و دوز اقتصاد ایران داشتند، اطلاعات زیادی درباره ی درز و دوز روانشناسی ایران دارد و می توان با مطالعه ی وضعیت او، فرضیه هایی درباره ی بسیاری از اتفاق های این چنین ساخت و بررسی کرد. اجرای حکم، دست قاضی است و اگر مطالعاتی درباره ی وضعیت شکست روانی در ایران شود، جای دوری نمی رود.

 

یکی از نکات اساسی که بیشتر نکته ای اجتماعی است و نه روانی، این است که این فرد، در حومه ی محل زندگی و اشتغال والدین آتنا حضور داشته و هویت یا عینیتی برای مقتول داشته است. مقتول به سراغ او می رود و به او اعتماد می کند و حضور می یابد و سپس اسیر حمله ی انسانی می شود. احتمالاً بتوان به شری که در پس حمله ی این انسان بود اندیشید و او را مانند هیولایی تصور کرد. افکار هیولایی که در پس ذهن و خیالات او بوده، موجب شده که او این رفتار هیولاوار را از خود نشان دهد. اما این هیولا، در دور و بر مقتول به عنوان انسان عینیت می یافته و اعتماد اهل محل و اصناف را به خود جلب کرده است.

 

ارجح این است این چنین بگویم که هیولایی که در پس این انسان است، در دل نهادهای اجتماعی است که به تصور فرد از خود و صحنه ی زندگی، میل او و ارتباطش با مقتول معنا داده و موجب بروز کردار او شده است. پس نهادهایی که این فرد را از عینیت خود ساقط کرده و به صورت هیولا در می آورند، مقصر اصلی هستند و نه صرفا بدن فیزیولوژیکی که دستورات را از نهادها به عنوان نرم افزارهای ذهنی دریافت کرده است. اما این عینیت قابل اعتماد هم خود مخلوق همین نهادها بوده است.

 

در واقع آتنا، به عنوان عنصر انسانی، خود محصول همین نهادها بوده و به این فرد آشنا یا ناآشنا بوده است. در جامعه ی خویشاوندمحور، اغلب افراد پیرامون پدر، به عنوان عمو خوانده می شوند و در جامعه ی شهری، عموهای زیادی اطراف هر کودکی قرار دارند. عمو بودن، تعریفی خویشاوندسالارانه دارد، اما عموهای شهری زیادی به رایگان وارث چنین اسمی می شوند که مهاجران شهرنشین بلد نیستند واژگان ادبی دیگری برای غریبه های نامأنوس ولی در حال تعامل نام بگذارند. عمو دانستن و نام گذرای خویشاوندسالار، خود به خود، احساسات پس این واژه را فراخوان می کند و سپس موجب انس و اعتماد می شود.

 

نهادهای خویشاوندسالار، محصول نهاد قبیله مداری است که مهاجران پیش از حضور در شهر داشته اند و همین موجب می شود که ارتباط نامأنوس شهری به صورت ارتباط مأنوس قبیله ای خود را عیان کند. هر فردی  به راحتی وارد حریم خصوصی دیگران می شود و با آن ها مانند عمو ارتباط می یابد. عمو، محرم فرزندان برادر است و این واژه خود به خود می تواند باعث مغلطه شود. نقش بازی کردن در مقام محرم و نامحرم، کمپلکسی است که فرد را دچار هیجان صمیمیت و گریز می کند. دختر با کمال سادگی، دوستان پدر را عمو می نامد و واژگان دیگری ندارد. #عمو باید انتخاب کند که محرمی صمیمی است یا چشم چرانی غریبه؟. این انتخاب، طبیعتا بعد از تصوراتی است که پیش از آن لحظه در عمو وجود داشت. لحظه ی ورود طعمه به حریم خلوت محرم/نامحرم اهمیت دارد.

 

مدیران محترم فرهنگستان زبان و ادب؛ لطفا مراقب عموهای نامأنوس اطراف فرزندانمان باشید.

یادداشت:: محمد زینالی اناری - کارشناس علوم تربیتی

انتهای پیام/

 

برچسب‌ها: 
ارسال نظر