تازه ترین مطالب



پربیننده ترین مطالب

کد مطلب: 13758
تاریخ انتشار: س, 1395/08/25 - 17:08
شب خوابم نبرد هر چه تقلا کردم نتوانستم بخوابم. نیمه های شب برخواستم لباس بر تن کردم و از خانه زدم بیرون. در حاشیه رودخانه بالیقلو قدم زنان به سوی پل هفت چشمه ( یئدی گوز ) روانه شدم...

به گزارش پایگاه خبری آذرسلام به نقل از تاریخ اردبیل و اردبیلی، میرزا صادق بیضاء اردبیلی از شاعران بزرگ معاصر متولد ۱۲۲۶ شمسی در اردبیل متخلص به بیضا از شاعران معاصر اردبیل است. در سال ۱۲۲۶ شمسی در اردبیل در محله سلیمانشاه، کوچه اسماعیل بیگ قدم به عرصه حیات نهاد. خانه وی تا این اواخر پابرجا و به ( بیضاء حیه طی ) معروف بوده است. او شغل تجارت داشته و به وارد و صادر نمودن پوست بره اشتغال می ورزید. طبع شعر قوی و مطالعات زیادی داشته است. اشعارش غالبا به زبان ترکی و در مدایح و مرثیه سرایی اهل بیت بوده است. در گفته هایش ذوق عرفانی به چشم می خورد. و به گفته یکی از نوادگانش خود بیضا در ایام بیماری مشرف به موتش سروده هایش را که با مرکب نوشته شده بوده است در ظرف آبی ریخته و شسته است.با این حال جسته گریخته از اشعار او در یاد داشتهای دیگران باقی مانده است. دو بیت زیر نمونه ای از اشعار ترکی اوست. بیضاء در نفسیر قرآن شریف، نهج البلاغه و آثار گرانپایه متقدمین از قبیل: سنائی، عطار، خاقانی، سعدی، حافظ، مولوی، فضولی و سایر قلمداران عرصه شعر و ادب و عرفان مطالعات عمیقی داشته، در کنار این ذخایر و گنجینه های فنا ناپذیر علوم بیان و کلام، عروض و بدیع و قافیه، فلسفه و منطق و النهایه آنچه را که در پرورش روح بلند یک شاعر عارف ضرورت دارد به خوبی فرا گرفته است. می گویند مرحوم بیضاء به دلیل احاطه به علوم اسلامی و مسائل فقهی، گاهی اوقات وکالت اشخاص را قبول و در دعاوی مطروحه در محاکم از حقوق موکلین خود دفاع می کرده است.

bayza920827

شغلش کلاه دوزی بود و در راسته بازار اردبیل – آنجا که بازار کلاه دوزان فعلی قرار دارد دکان داشت . (این دکان در جریان خیابان کشی از بین رفته است )

در کنار این کار، گاه گداری به تجارت پوست بره می پرداخت. از شهرهای بخارا، باکو، تهران، زنجان و شاید از عراق و شام  پوست بره خریداری کرده، در آذربایجان به فروش می رسانید و از این طریق امرار معاش می کرد.

در بافت قدیم اردبیل که هنوز از خیابان کشی های امروزی خبری نبود، بین میدان عالی قاپو و کوچه محمدیه نهری جاری بود و دو سوی آن گذرگاه و محل تردد مردم در نبش میدان عالی قاپو، بر روی نهر مزبور، پلی بود و روی پل، قهوه خانه ایی که بوسیله مردی خوش ذوق به نام مشهدی بایرام ( سردسته زنجیر زنان عالی قاپو ) اداره می شد.

صاحب قهوه خانه نقل کرده است که در یکی از روزهای اواخر پائیز، صبح زود از خواب برخواستم، نماز را به جای آوردم و به قهوه خانه آمدم. هنوز هوا تاریک بود و سوز سرما امان آدم را می برید در آن ساعت کسی در کوچه و بازار دیده نمی شد به قهوه خانه که رسیدم چراغ را روشن کردم، زغال بر افروختم و در آتشدان سماور ریختم تا آب جوش بیاید. در این اثناء در باز شد و میرزا صادق در حالی که خود را در پوستین پیچیده بود وارد قهوه خانه شد. از دیدنش سخت شگفت زده شدم، چرا که استاد را هرگز در آن ساعت ندیده بودم که به قهوه خانه بیاید. پس از سلام و احوال پرسی گفتم:

میرزا چه خبر از این طرفها ؟

با صدایی لرزان و گرفته جواب داد :

شب خوابم نبرد هر چه تقلا کردم نتوانستم بخوابم. نیمه های شب برخواستم لباس بر تن کردم و از خانه زدم بیرون. در حاشیه رودخانه بالیقلو قدم زنان به سوی پل هفت چشمه ( یئدی گوز ) روانه شدم. شبی سخت و ظلمانی بود و هیچ ستاره ایی سوسو نمیزد. ماه هم در دریای ظلمت غرق شده بود و رخ نشان نمی داد روی پل که رسیدم ایستادم. سوز سرما وجودم را به شلاق بسته بود. آب رودخانه از دامنه های پر برف ساوالان با شور و هیاهو می آمد. امواج بر دوش هم سوار می شدند و دیوانه وار خود را به صخره های کنار و پایه های سنگی پل می کوبیدند و از هم پاشیده می شدند گویی این موجهای جوشان و خروشان فریاد می کشیدند و از ستم هایی که جباران و دنیا پرستان بر مردان الهی و مستضعفان روا می دارند زاری کنان شکوه می کردند. من که با دقت گوش فرا می دادم ، راز دل موجهای پر شور را دریافتم و آن یافته ها را در قالب شعری ریختم که اینک برایت می خوانم:

بیر سوسوزدان قورویان لبلری سو یاد ائیلر

صبح اولونجا گجه نی ، سو اودی فریاد ائیلر

گزه ر آواره ، وورار ، باشینی ، داشدان داشه

ناله ائیلر دالی دان ذبح اولونان بیر باشه

بلی لازم دی گره ک شیعه اولان آغلاشه

گرچی آغلاشماغا ، بیگانه لر ایراد ائلر

ر سال ۱۳۰۱ شمسی در زادگاهش اردبیل در سن ۷۵ سالگی دعوت حق را لبیک گفت ، جسمش در شهیدگاه بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی ( آرامگاه شهدای جنگ چالدران ) به خاک سپرده شد و روحش به ملکوت اعلی پیوست.

تـا آتش-ی-اشراره حۆسئن خئیمه‌سی یانـدێ

گۆن باتدێ، عدو یاتـدێ، شفق قـانـه بـوْیانـدێ

فـریاد-وْ-فغـــان جـــوهــر-ی-ذرّاتـــه داغێلـــدێ

آوای-ی-حۆسئن وای اودی هـر یـانـدا عیانــدی

بـۇ مـاتــم-ی-عظمـاییـده لاهـوتیلـه ناسـوت

حئیراندی، پریشاندی و انگشت به دهانـدی

تنهـا نـه قـراپـوش اوْلۇب کعبـه بـو غمـده

ناقوس-ی-کیلیساده ده فریـاد-وْ-فغـانـدی

خون-ی-حق-وْ-ناحق تؤکۆلۆب کرب-وْ-بلایه

شـرحــی مــرج البحـر و لا یلتقــی‌یانــدێ

تکفیـر ایلـه‌مـه گـر دیسه‌م الله حسین دور

واللهـی و بـالله ، او همیـن و بـۇ همـانـدی

من چکمه‌ره‌م ال دامن-ی-شاه-ی-شهدادن

شـاه-ی-شهـدا دامنـی مـافـوق-ی-جنانـدی

ای کاش اوْلا بیضـا سر-ی-کویینده غباری

هرچندکی بیضا ید-ی-بیضای-ی-زمانـدی

……………………………………………….

تا آتش اشراره حسین خیمه سی یاندی
گون باتدی،عدویاتدی،شفق قانه بویاندی
فریاد وفغان جوهر ذراته داغیلدی
آوای حسین وای اودی هریاندا عیاندی
بوماتم عظماییده لاهوتیله ناسوت
حیراندی ،پریشاندی و انگشت به دهاندی
تنهانه قراپوش اولوب کعبه بوغمده
ناقوس کلیساده ده فریادوفغاندی
خون حق وناحق توکولوب کرببلایه
شرحی مرج البحرولایلتقیاندی
تکفیرایلمه گردیسم الله حسین دور
واللهی وبالله ، اوهمین وبوهماندی
من چکمرم ال دامن شاه شهدادن
شاه شهدا دامنی مافوق جناندی
ای کاش اولا بیضا سرکویینده غباری
هرچندکی بیضاید بیضای زماندی

سوالاتی که در مورد مرحوم بیضاء جوابداده نشده است و با جواب دادن به این سوالات بسیاری از نکته های مبهم در زندگی و اشعار وی روشن شود :

– آیا حقیقتا بیضاء با میرزا علی اکبر مرحوم اختلاف عقیدتی داشت ؟

– آیا دستور برخورد فیزیکی با بیضاء به دستور میرزا علی اکبر بود یا عده ای از متعصبین اردبیلی که سر خود این برخورد را با بیضاءداشتند و کار را به نام میرزا علی اکبر تمام می کردند ؟

– یکی از خلوت گاههای مرحوم بیضاء در سرعین خانه مرحوم اسدالهی بود وروشن شدن این قسمت می تواند گوشه ای از زندگانی آن مرحوم را روشن نماید

– مرحوم بیضاء که شغل تجارت داشت و رابطه زیادی با شهر زنجان و می توان با بررسی دقیق بسیاری از آثار وی را در آن شهر پیدا نمود .

– متاسفانه در شهر اردبیل بسیاری از همشهریان ادعای  بیضاءشناسی را دارند و به خود هیچ زحمت نمی دهند که یک زندگی نامه مفصل از آن مرحوم تدوین نمایند و فقط بر روی اشعار وی تکیه و حساسیت دارند و امیدوارم این همه بیضاءشناس اردبیلی یک بیو گرافی آبرو مندانه در مورد مرحوم تدوین نمایند .

منبع: موسسه مطالعات و تدوین تاریخ اردبیل

انتهای پیام/

 

برچسب‌ها: 
ارسال نظر