تازه ترین مطالب



پربیننده ترین مطالب

کد مطلب: 10243
تاریخ انتشار : د, 1394/06/16 - 13:38
تهیه کننده ها و کارگردان های هندی چندبار سر لوکیشن ما آمدند و کار ما را مشاهده کردند. این داستان مال 15 سال پیش است، آن زمان به ما گفتند به پول شما ماهی 200 میلیون می دهیم و برای ما بازی کنید اما متاسفانه مسوولان فرهنگی در ایران گفتند نه! ما مراوده فرهنگی نداریم و اگر بازی کنید ممنوع الکار می شوید!

به گزارش آذرسلام به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا، مدتی بود که خبر زیادی از بیوک میرزایی نشنیده بودم و به همین دلیل تصمیم گرفتم با وی تماسی بگیرم و جویای احوالش شوم. در این گفتگو بیوک میرزایی از دلایل کم کاری خودش و فضای حاکم بر کارش توضیح می دهد.

 

*چرا این قدر کم کار شده اید؟ علت خاصی دارد؟

 

دلیل کم کار شدن  روشن است. به عنوان مثال، نویسنده متنی را می نویسد و کارگردان طبق آن متن من را برای نقش آفرینی انتخاب می کند ولی بعد تهیه کننده سر مسایل مالی که بودجه نداریم و وضع خراب است؛ به جای من یک فرد کارخانه دار را برای بازی انتخاب می کند و هیچ اتفاقی هم نمیافتد. تازه برای بازی کردن ازآنها پول هم می گیرند. ما هم دیگر در سنی هستیم که به قول معروف کولی هایمان را داده  و بعد هم می دانیم که  یک پروژه یا سریال وقتی 2 یا 3 تا بازیگر اصلی دارد برآوردش چقدر است... این است که کارگردان یا تهیه کننده یک دفعه حرف هایی میزنند که بازیگر به این نتیجه می رسد بازی نکند بهتر است. این است که کم کار شده ام. البته کارگردان هایی هستند که قدرت دارند و به تهیه کننده میگویند من این بازیگر را میخواهم و باید این نقش را بازی کند.

 

*به نظر شما علت حضور این همه بازیگر جوان در تلویزیون چیست؟

 

همان طور که می دانید تلویزیون سکوی پرتاپ است. وقتی به زور یک متنی تصویب شده، سرمایه داری پیدا شده و تهیه کننده هم پول دستش آمده؛ خودش عوامل را انتخاب می کند برای اینکه آن برآورده جواب بده  رفته است به سمت و سویی که هر سریال دو، سه تا بازیگر قدیمی دارد و بقیه دیگر عشق بازی و بچه پول دارها هستند!

 

*چرا اکثر سریال های ما به این شکل درآمده؟

 

چون الان تلوزیون فقط با اسپانسر کار میکند و بدون اسپانسر متنی رو تصویب نمیکند و هرکس پول داشته باشد میتواند نقش اول را بازی کند و کاری هم ندارند که شما بلد هستی، دوره دیدی یا خیر...

 

* نظر شما درباره ویدیوهای خانگی که بازیگر نقش اول، کارگردان، نویسنده، تهیه کننده و... آن برعهده یک نفر است چیست؟

 

این اتفاق در رسانه های تصویری ما زیاد میافتد و بعضی مواقع کار درستی است. وقتی که فرد آن خمیرمایه را داشته باشه و از پس کار بر بیاید هیچ مشکلی بوجود نمی آید و البته می شود گفت که متاسفانه اکثر بازیگرهای معروف ما به این صورت سرشناس شدند. خیلی ها استعداد دارند و عده ای هم با پارتی و پول وارد این عرصه می شوند که حتی راه رفتن صحیح را هم بلد نیستند درصورتی که بازیگری تخصص و جوهره میخواهد.  

 

*سینمای ما به همچین افرادی نیاز دارد که حتی راه رفتن هم بلد نیستند؟

 

چون تلویزیون سکوی  پرتاب است یک نفر که بازی میکند همه آن را می بینند. مردم در خیابان و اهالی فامیل هم از تلویزیون متوجه می شوند و بعد به آن فرد می گویند آفرین بالاخره بازی کردی، باز هم بازی میکنی؟ و این اعتیادش از مواد مخدر هم بیشتر است ولی در نهایت فایده ای ندارد!

 

*شما از چه سالی وارد عرصه هنر شدید؟

 

من از سال 48 وارد این حرفه شدم. آن زمان اول دبیرستان بودم و 15 سالم بود که آقای مصطفی اسکویی و مهین اسکویی که از بنیانگذاران تئاتر علمی بودند به دبیرستان ما آمدند تا برای هنرکده خودشان که آناهیتا نام داشت نیرو جذب کنند. ما آن زمان نمی دانستیم تئاتر یعنی چی؟! عشق فیلم بودیم، بعد از من و یک نفر دیگر تست گرفتند و از ما خواستند به دفترشان در خیابان نادرشاه که میرزای شیرازی فعلی است برویم و ما هم رفتیم و دیدیم که برای آموزش باید پول پرداخت کنیم که ما گفتیم پول نداریم ولی صبح تا شب در خدمتتان هستیم. آنجا همه کاری انجام میدادیم تا اینکه دیدیم به ما میگویند ورزش کنید، کتاب بخوانید، کوه بروید، اصلا بروید تئاتر ببینید؛ این بود که ما تازه فهمیدیم تئاتر هم هست! بعد با رفتن به تئاتر دیدیم نوع بازی در تئاتر و نفس تنگاتنگ با تماشاگر با سینما یک دنیا فرق می کند. این بود که با تئاتر آشنا شدیم. من 15 سال هنرکده آناهیتا میرفتم و سال 57 که انقلاب شد ما در اولین سالگردش  نمایشی  روی صحنه بردیم در تالار وحدت. در واقع تازه بعد از آن من به شکل حرفه ای کار را ادامه دادم. بعد از انقلاب من را در رادیو و تلوزیون پذیرفتند. وقتی وارد رادیو شدم،اوایل سال 60 ،قدیمی ها من و امثال من را قبول نمیکردند و  اتاقی بود به اسم اتاق هنرپیشه ها بعد ما زودتر میامدیم مینشستیم،  قدیمی ها که می آمدند، باید بلند میشدیم و اگر بلند نمیشدیم به ما تذکر می دادند که اینجا چیکار میکنید؟!

*الان هم در رادیو برخوردها به همین صورت است؟

نه، الان به این شکل نیست. اجازه بدهید با تعریف خاطره ای کمی از تفاوت دنیای دوبله و رادیو بگویم.  منوچهر اسماعیلی در فیلم هزار دستان جای 8 نفر صحبت کرد و جز برترین دوبلرهای ایران است. وی به دعوت مرحوم نوذری در  صبح جمعه نوذری شرکت کرد و  بعد از چند برنامه گفت من دیگه نمیام! کار شما خیلی سخت تر از دوبله هست. چون دوبلورها الگو دارند و بر مبنای الگو هزاران صدا تولید می کنند ولی وقتی الگو نیست یک جوری خالی می شوند و منوچهر اسماعیلی که اعجوبه بود صادقانه گفت من کارم رادیو نیست در صورتی که در دوبله بسیار مهارت دارد. من خودم دوبله کار کردم و  وقتی به زندگی ام نگاه می کنم، می بینم نزدیک 45 سال در عرضه هنر فعال بودم.  در قدم اول بازیگر تئاتر بودم و بعد رادیو، دوبله، سینما، تلویزیون و نوار قصه.  خیلی از کشورهای خارج رفتم و فهمیدم هر فردی که یک کدام از این مهارت ها را داشته باشد از لحاظ مالی مولتی میلیاردر خواهد شد. ما برای  فیلمی به هندوستان رفتیم. مرحوم محمدرضا اعلایی گارگردانش بود و فیلم از این آرتیست بازی ها بود که ما هم خوراکمون بود. من بودم جمشید آریا، جمشید جهان زاده،... ولی کار حسی نداشت.  تهیه کننده ها و کارگردان های هندی چندبار سر لوکیشن ما آمدند و کار ما را مشاهده کردند. این داستان مال 15 سال پیش است، آن زمان به ما گفتند به پول شما ماهی 200 میلیون می دهیم و برای ما بازی کنید اما متاسفانه مسوولان فرهنگی در ایران گفتند نه! ما مراوده فرهنگی نداریم و اگر بازی کنید ممنوع الکار می شوید! ما گفتیم اجازه دهید 1سال آنجا بازی کنیم بعد در مملکت خودمان مجانی بازی خواهیم کرد اما قبول نکردند. همین ترکیه قبلا فیلم های ایرانی را کپی برداری میکرد اما الان چنان پیشرفتی کرده بازیگرهای حرفه ای دارد که در فیلمهای ایرانی از آنها استفاده می شود و مردم مشتری سریالهایشان شده اند.

*چرا این اتفاق افتاد؟

 

به نظر عده ای از آنها به آمریکا رفته،  دوره و آموزش دیدند. سابقا بازی آنها مانند بالیوود، غلو و اگزجره بود ولی الان بازار جهانی دارند. ما بعد از انقلاب فیلم در ترکیه می ساختیم و متاسفانه آنها رشد کردند و ما به عقب ماندیم. این است که من با 45 سال در این حرفه هستم و تازه 8 سال است که در رادیو استخدام شدم و البته با توجه به سوابقی که داشتم الان بازنشسته شدم وگرنه اگر استخدام رادیو نبودم،مشخص نبود چگونه باید روزگارم را می گذراندم! خیال من راحت شد که استخدام شده و آب باریکه ای هست و هر پیشنهاد کاری را قبول نمی کنم اما در مملکت ما بسیاری از بازیگرها وضع خیلی اسف انگیزی دارند.

 

*شاید اگه رادیو نبود ما هم باید هر روز تو هر سوپر مارکتی میرفتیم عکس شما را می دیدیم...

 

(باخنده) بله، من را شبها در قهوه خانه های سنتی می دیدید که برای مشتری ها ده دقیقه می آمدم روحوضی اجرا می کردم و می رفتم!

 

*شما به مردم حق می دهید که به جای سریال های ایرانی، سریال های ترکیه ای را نگاه کنند؟

 

بله، برای اینکه سریال های ما واقعا محتوایی ندارد و وقتی دو سه قسمت از یک سریال 30 قسمتی را می بینید، می فهمید که پایان داستان چه اتفاقی قرار بیافتد ولی سریال های ترکی با وجود اینکه 100 قسمت است نمیدانی پنج دقیقه دیگر چه اتفاقی می افتد و نمی توانی پایان داستان را حدس بزنی. اینجا باید به یکی از مشکلات تلویزیون و سینمای مان اشاره کنم، یعنی نحوه ورود بازیگران به این عرصه. به عنوان مثال یکی از کارگزدان ها در آخرین فیلمی که ساخت یک جوان مولتی میلیاردر، 600 میلیون به وی داد که نقش اصلی فیلم را بازی کند، درصورتی که خود فیلم 600 میلیون فروش نکرد.

 

*شما خودتان کسی را وارد این عرصه نکردید؟

 

چرا ولی اعضای فامیلم نبودند! برخی را به رادیو و تلویزیون آوردم ولی پسر خودم را نمی آورم درحالیکه پسرم دانشجوی هنر است. من اگر از راه درست پسرم را وارد این عرصه نکنم وجهه قشنگی ندارد!

 

*یعنی مشکلی ندارید که پسرتان وارد این عرصه بشود؟

 

نه، با آمدنش مشکلی ندارم ولی راه ورودش برایم مهم است. ما مدیر برنامه نداریم و در نهایت با رابطه هاست که می توانیم افراد را انتخاب کنیم و بعضی ها به خاطر منافع مالی تهیه کننده و مخصوصا در فیلم های تجاری بازیگرها را قانع می کنند که با دستمزد کمتر در فیلم بازی کنند!

 

*خیلی از بازیگرها دوست دارند این اتفاق برایشان بیفتد و مشکلی ندارند...

 

بله، در هنرپیشگی، خوانندگی، کشتی و حرفه های این چنینی، دو چیز مطرح است یکی شهرت و دیگری محبوبیت. ببینید مثلا در کشتی به اندازه ای که حسن علی حبیبی و موحد مدال آورده بودند تختی مدال نیاورده بود ولی به دلیل محبوبیتش اسطوره شد و در هنر هم به همین صورت است. ممکن است یک بازیگر خیلی مشهور باشد اما محبوب نباشد.از سوی دیگر در مملکت ما چون مدیر برنامه نداریم خود آدم مجبور می شود روی روابط تمرکز کند و وقتی روابط سالم باشد، مشکلی نیست. البته الان سلیقه ها عوض شده و برخی از فیلم ها به اندازه ای که باید فروش نمی کنند.

 

*این سلیقه را خود مخاطبان شکل می دهند یا اینکه درواقع از سمت تهیه کننده ها و نویسنده و کارگردان به مردم تزریق می شود؟

 

سیاست حاکم بر مسایل هنری ما مردم را پس زده و یک جاهایی مردم خنثی و بی تفاوت می شوند. ببینید من که در این حرفه هستم و کارم این است، الان چند سال است سینما نرفتم و نهایت می روم در جشنواره چند تا فیلم می بینم یا سی دی تهیه می کنم و حوصله سینما رفتن ندارم ولی سابق بر این مردم ساعت ها در صف می ایستادند تا یک فیلم تماشا کنند. الان اصلا اینجوری نیست چون اکثرا برای شبکه خانوادگی کار می کنند و در شبکه خانوادگی هم دقیقا از بچه پولدارها بجای بازیگران مطرح استفاده می کنند و همین طور تله فیلم های به این شکل هم زیاد ساخته می شود و برخی مواقع کارگردان هم جوان است و بودجه اش برای ساخت فیلم تامین نمی شود و مجبور از جوان های عشق فیلم پول بگیرد و نقش اول را به آنها بدهد.

 

*البته این کار برای هر دو طرف آنها سود دارد، چه بازیگری که پول می دهد و چه کارگردانی که پول می گیرد...

 

بله، فقط مخاطب را دل زده می کند مثلا این کارهای سی دی آنقدر بد شده است که دارد پر رنگی خودش را از دست می دهد و سر و ته ندارد! کارگردان الکی چند نفر بازیگر را دور هم جمع کرده و فیلم می سازد ولی در نهایت سود می کند.

 

*شما در قهوه تلخ هم بازی می کردید، چه شد که ادامه ندادید؟

 

بله، ادامه ندادم چون دیدم نقشم داره کمرنگ میشه در صورتی که از ابتدا قرار نبود این اتفاق بیافتد و بعد از یک سال از تیم هنری جدا شدم.

 

*چرا نقش شما کمرنگ شد؟

 

قسمت هایی که من بازی می کردم در بازارچه بود و بازارچه هم صد تا دویست سیاهی لشگر نیاز داشت و این ها برای اینکه کار را برسانند، بیشتر لوکیشن هاشون دو نفره، سه نفره و چهار نفره بود و این سکانس ها را در 2 روز می گرفتند ولی سکانس های بازار دو سه روز طول می کشید و این به صرفه نبود و نویسنده به خاطر این موضوع عقب می افتاد و این کار خسته کننده بود.

 

*خود مهران مدیری شخصا به شما پیشنهاد داده بود؟

 

بله، با من تماس گرفت و گفت یه همچین نقشی هست و می توانی بازی کنی؟!

 

*چون در روند بازی های شما یه نقش متفاوت بود...

 

بله، من تا به حال کارهای کوتاه و این تیپی نکرده بودم. اول در سریال مرد دو هزار چهره بازی کردم و بعد در این کار ظاهر شدم و در کار قبلی هم قرار بود نقش پدر مهران را بازی کنم ولی اذیت می شدم، چون با این تیپ کارها راحت نیستم ولی عده ای به خوبی از پس این کارها برمی آیند اما من بلد نیستم و دوست دارم حسی بازی کنم تا اینکه ادا در بیاورم! آن موقع من خراب می شوم اما بعضی ها ناخواسته کلیشه هستند مثل فتحعلی اویسی، رضا عطاران و خیلی از بازیگرها که خودشان هستند و ایرادی هم ندارد و بازیگرانی هستند که بازی ساز هستند مثل پرویز پرستویی، رضا کیانیان، آتیلا پسیانی و... که نمی توانند خارج از بازی حسی کار کنند.

*در کل بعد از گذشت این سال ها از شرایط فعلی خود راضی هستید؟

 

یک بازیگر در نهایت با تمام مسایلی که دارد وقتی پشت میکروفون یا دوربین قرار می گیرد، عاشقانه کار می کند ولی در کل از وضع موجود رضایت ندارم! برای اینکه من بازیگر نباید الان کم کار یا حتی بیکار باشم. تلویزیون با 6تا شبکه، رسانه های تصویری مختلف، سریال های متفاوت... پس من میرزایی الان کجا هستم؟! چه شود برای یک سریالی از من دعوت به همکاری کنند که آن هم سر مسایل مالی به توافق نمی رسیم یا مثلا  نویسنده و تهیه کننده با حضور من موافقت می کنند ولی کارگردان من را نمیخواهد و توازن به هم میریزد. به همین خاطر، من هم ترجیح می دهم کار نکنم یا پولی که در اکثر مواقع می دهند پولی نیست که در راستای آن کار فعالیت کنم. تخصص این کار دارم و حرفه ای این کار هستم. من بازیگر رادیو، تئاتر، تلویزیون، سینما و دوبله هستم. ما در کمتر جایی می بینیم که هر کسی این توانمندی ها را داشته باشد و وقتی من این توانایی را دارم و از من استفاده نمی شود، آنها ضرر می کنند نه من! من و امثال من خواه ناخواه سرمایه های این مملکت هستیم. رادیو سقف دستمزدش خیلی کم است ولی خب رادیو را خیلی عاشقانه تر قبول دارم و عاشقانه تر در انجا کار می کنم، برای اینکه یک فضای صمیمی دارد. واقعا اگر رادیو دستمزد خوبی داشته باشد، من ترجیح می دهم در رادیو فعالیت خودم را ادامه دهم تا اینکه به کارهای تصویری بپردازم که خیلی بی مایه هستند و جذابیت ندارند.

 

*با این حساب الان کار تلویزیونی انجام نمی  دهید؟

 

خیر، در یک سریال 100 قسمتی به اسم "کیمیا" کار کردم به کارگردانی آقای جواد افشار که کار هنوز تمام نشده و مطمئنم جز یکی از سریال های خیلی خوب خواهد بود و اولین سریال صد قسمتی است. احتمالا برای سال آینده پخش خواهد شد و بازیگران زیادی نقش آفرینی کردند از جمله: رضا کیانیان، حسن پور شیرازی، آزیتا حاجیان و...

 

*در رادیو الان چیکار می کنید؟

 

رادیو یک کانالی دارد به اسم رادیو نمایش که صبح تا شب فقط نمایش پخش می کند. نقد و تفسیر، مصاحبه. کانالی است که خیلی محبوبیت پیدا کرده و خیلی شنونده دارد مخصوصا اکثر هنرجوها و هنرمندها و افرادی که دستی بر قلم دارند در شبکه فعالیت می کنند که در روز تقریبا 10 تا نمایش پخش می کند.

 **ایمان کوچکی

ارسال نظر